داستان های واقعی؛ از قهرمان اردوگاه آشویتس تا شناگران آب های رادیواکتیو چرنوبیل

به گزارش مجله تخصصی کامپیوتر، بعضی قهرمانان به خاطر حقوق بچه ها می جنگند، بعضی خدمات پزشکی رایگان به نیازمندان ارائه می دهند. بسیاری از قهرمانان یک نقطه مشترک دارند: آنها نه برای معروف شدن، بلکه به خاطر درست بودن یک کار، آن را انجام می دهند. در این مطلب داستان های واقعی از قهرمانانی را می خوانید که شاید کسی آنها را نشناسد.

داستان های واقعی؛ از قهرمان اردوگاه آشویتس تا شناگران آب های رادیواکتیو چرنوبیل

برای سفر با تور پوکت همراه ما باشید.

به گزارش مجله تخصصی کامپیوتر به نقل از برترین ها، چه چیزی یک نفر را قهرمان می نماید؟ اگر این سوال را از مردم بپرسید، هر کس جواب متفاوتی به شما می دهد. واژه قهرمان برخی افراد را یاد ورزشکار مورد علاقه شان می اندازد در حالی که بقیه ممکن است یاد یک شخصیت سیاسی بیفتند که سال های سختی را جنگیده است. برخی ها هم قهرمان را کسی می دانند که همواره کار درست را انجام می دهد. آنها فداکارانه جانشان را فدای درستی می نمایند. برخی قهرمانان به خاطر حقوق بچه ها می جنگند. بقیه خدمات پزشکی رایگان به نیازمندان ارائه می دهند. بسیاری از قهرمانان یک نقطه مشترک دارند: آنها نه برای معروف شدن، بلکه به خاطر درست بودن یک کار، آن را انجام می دهند. در این مطلب داستان های واقعی از قهرمانانی را می خوانید که شاید کسی آنها را نشناسد.

  • ویتولد پیلکی (Witold Pilecki)

ویتولد پیلکی سرباز کارآزموده 39 ساله در جنگ لهستان- شوروی بود. وقتی او درباره قتل عام در آشویتس شنید، تصمیم گرفت کاری کند. او داوطلبانه در اردوگاه زندانی شد تا اطلاعاتی درباره آن کسب کند و سپس فرار کند و به نیروهای متفقین اطلاعات بدهد. او در نهایت توانست فرار کند، اما توسط استالین به خاطر کار برای دولت های بیگانه اعدام شد.

  • روی مادریل و کریس مارتینز (Roy Madril and Chris Martinez)

قهرمانان سن و سال متفاوتی دارند. وقتی روی مادریل و کریس مارتینز در حال بنزین زدن بودند، صدای فریاد یک مادر جوان را شنیدند که تقاضای یاری می کرد. خودروی این زن را با بچه هایش که داخل آن بودند دزدیده بودند. این دو نوجوان دزد را تعقیب کردند و بچه ها را نجات دادند.

  • الکسی آناننکو، والری بزپالوف و بوریس بارانوف (Alexei Ananenko, Valeri Bezpalov, and Boris Baranov)

الکسی آناننکو، والری بزپالوف و بوریس بارانوف سه مردی بودند که شجاعانه در آب های رادیواکتیو چرنوبیل شنا کردند تا از فروریزش هسته ای جلوگیری نمایند. این سه مرد با باز کردن دریچه های سد زیر نیروگاه، از ریزش نیروگاه اتمی جلوگیری نموده و جان میلیون ها نفر را نجات دادند. این سه قهرمان از تجربه هولناکی جان سالم به در بردند.

  • جیمز پرسین (James Persyn)

لازم نیست حتما یک جنایتکار را تعقیب کنید یا داخل یک ساختمان در حال سوختن فرار کنید تا قهرمان شوید. گاهی اوقات کافی است فریاد یاری یک نفر را اجابت کنید تا قهرمان شوید. جیمز پرسین 14 ساله با خواهر و برادرهای خود در خانه تنها بودند که صدای بلند در و تقاضای یاری را شنیدند. این صدای گریه یک دانشجوی دختر در دانشگاه میشیگان بود. او مورد حمله یک متجاوز قرار گرفته و پیروز به فرار شده بود. پرسین به زن اجازه داد وارد خانه آنها گردد. مهاجم فهمید که او کجاست و خانه را آتش زد. خوشبختانه پدر جیمز به موقع رسید و آتش را خاموش کرد.

  • دکتر جورج بول (Georges Bwelle)

دکتر بول به مردم مناطق روستایی کامرون خدمات پزشکی ارائه می دهد. او بعد از این که پدرش بیمار شد و پزشک کافی در دسترس نبود، فهمید باید کاری در این باره کند. جورج با یاری داوطلبان به 30هزار نفر یاری کرد که خدمات بهداشتی دریافت نمایند.

  • فرانک سرپیکو (Frank Serpico)

فرانک سرپیکو یک افسر پلیس بازنشسته است. او اولین پلیسی بود که فساد پلیس را در نیویورک سیتی گزارش کرد. او به ایجاد کمیسیون نپ (Knapp) در سال 1979 یاری کرد که با فساد در اداره پلیس مبارزه می نماید.

  • پاول روسساباگینا (Paul Rusesabagina)

پاول روسساباگینا بشردوست اهل رواندا است. در جریان نسل کشی رواندا، او بیش از هزار نفر را در هتل میل کالینز پنهان و از آنها محافظت کرد. او در آن موقع دستیار مدیر هتل بود.

  • جیمز هریسون (James Harrison)

جیمز هریسون بیش از دو میلیون نوزاد را نجات داد. شاید بهتر باشد بگوییم خون او این کار را کرد. هریسون یک گروه خونی بسیار نادر دارد که می تواند پادتن هایی فراوری کند تا نوزادانی که با بیماری نادر رسوس به دنیا می آیند را درمان کند.

  • یوکیو شیگه (Yukio Shige)

یوکیو افسر پلیس بازنشسته ژاپنی است. او اکنون زندگی اش را وقف این نموده که مانع پریدن افراد از صخره های توگینبو گردد. او با همدردی و گوش دادن به حرف های مردم، جان افراد زیادی را نجات داده است.

  • لاسانا بتیلی (Lassana Bathily)

لاسانا بتیلی، مرد مسلمانی است که در اقتصادی به دنیا آمده است. او در سوپرمارکتی در پاریس کار می کرد. یک روز، مرد مسلحی وارد سوپرمارکت شد و آغاز به کشتن مشتریانی کرد که یهودی بودند. لاسانا افرادی که زنده بودند را جمع کرد و آنها را در یخچال پنهان کرد تا یاری برسد.

  • کایل کارپنتر (Kyle Carpenter)

کایل کارپنتر سرباز نیروی دریایی آمریکایی بود. او فداکارانه روی نارنجک پرید و جان دوستش را نجات داد. کارپنتر بیشتر دندان ها و چشم راستش را از دست داد و بسیاری از استخوان هایش شکست. خوشبختانه او هنوز زنده است و جوان ترین کسی است که مدال افتخار گرفته است.

  • کندی لایتنر (Candy Lightener)

کندی لایتنر بنیانگذار مادران مخالف با رانندگی مست است. او پس از این که دخترش توسط یک راننده مست کشته شد، این سازمان را تاسیس کرد. طبق گزارش ها، آنها جان بیش از 300هزار نفر را نجات دادند.

  • رزا پارکز (Rosa Parks)

تقریبا همه می دانند که رزا پارکز که بود. او یک زن آمریکایی- آفریقایی بود که حاضر نشد جای خود را در اتوبوس به یک مرد سفیدپوست بدهد. این کار باعث شد او دستگیر گردد، اما شجاعتش الهام بخش افراد زیادی شد. او باعث اعتراض به تفکیک جایگاه ها شد که در آن آمریکایی آفریقایی ها سوار اتوبوس نمی شدند. این اعتراض بیش از یک سال طول کشید. رزا پارکز را اغلب مادر جنبش حقوق مدنی می دانند.

  • دانیلا گلتو (Danielle Gletow)

دانیلا فعال حقوق بچه ها و و بنیانگذار وبسایت یک آرزوی ساده است که به افراد امکان می دهد آرزوهای بچه ها را تحقق بخشند. این آرزوها ممکن است چیزهای بسیار کوچکی مثل یک درخت کریسمس، اسباب بازی و... باشند.

  • ریچارد نارس (Richard Nares)

ریچارد نارس موسس بنیاد امیلیو نارس است. او این بنیاد را به نام پسرش انتخاب کرد که بر اثر سرطان خون درگذشت. این بنیاد برای بیماران جوان، حمل ونقل رایگان به سوی مراکز شیمی درمانی فراهم می نماید.

  • دیل بیتی (Dale Beatty)

دیل بیتی جانبازی بود که خانه قلب های بنفش را تاسیس کرد. بیتی به هزاران جانباز یاری کرد تا بعد از بازگشت از جنگ، مسکن و مراقبت های بهداشتی کافی داشته باشند. بیتی در 39 سالگی درگذشت، اما در عمر کوتاهش، تغییر ماندگاری ایجاد کرد.

  • مارک پترسون (Marc Patterson)

مارک پترسون جان مرد جوانی را که مورد حمله شیرکوهی قرار گرفته بود نجات داد. پترسون دید که این پسر کشته خواهد شد، بنابراین بی درنگ وارد عمل شد. او ابتدا نتوانست حیوان را مجبور کند پسر را رها کند، اما تسلیم نشد. او در نهایت حیوان را ترساند و جان پسر جوان را نجات داد.

  • نورمن بورلاگ (Norman Borlaug)

نورمن بورلاگ کشاورزی بود که انقلاب سبز را به راه انداخت. انقلاب سبز به افزایش فراوری محصولات کشاورزی در سراسر دنیا یاری کرد. بورلاگ جایزه صلح نوبل را در سال 1970 به خاطر سهم دیرپایش در تامین غذایی دنیا داده شد.

  • هنریتا لاکس (Henrietta Lacks)

هنریتا لاکس به صورت غیرمستقیم به کشف واکسن فلج اطفال یاری کرد. هنریتا به خاطر توده ای در نزدیکی دهانه رحم خود به جان هاپکینز مراجعه کرد. بعد از بافت برداری، تعیین شد که او سرطان دهانه رحم دارد. سلول های سرطانی با سرعت زیاد تکثیر می شدند. این سلول ها جاودانی بودند، یعنی بر خلاف دیگر سلول های انسانی که بعد از چند چرخه تکثیر، می مردند، زنده می ماندند و تقسیم می شدند. همین سلول های فناناپذیر، سوژه آزمایش های مهم و تاثیرگذاری در پژوهش های پزشکی و زیست شناسی شدند. متاسفانه لاکس قبل از درمان، درگذشت. اما پس از مرگش، پزشکان خون او را برای بسیاری از متخصصان از جمله جوناس سالک فرستادند. سالک با استفاده از خون لاکس، واکسن فلج اطفال را ابداع کرد که جان افراد زیادی را نجات داد.

  • پیتر تابیچی (Peter Tabichi)

پیتر تابیچی معلم کنیایی است. بیشتر دانش آموزان او در فقر شدید زندگی می نمایند یا خانواده های تک سرپرست دارند. او نمی خواست هیچ یک از دانش آموزانش به خاطر این فشار مردود شوند یا مدرسه را ترک نمایند، بنابراین 80درصد از درآمد خود را به آنها می داد. با این کار، نگرانی دانش آموزان کمتر می شد و می توانستند روی درس خود تمرکز نمایند. او اخیرا به عنوان بهترین معلم دنیا شناخته شده و یک میلیون دلار به او اهدا شده است. احتمالا این پول را هم صرف یاری به دیگران نموده است.

منبع: همشهری آنلاین
انتشار: 13 بهمن 1398 بروزرسانی: 18 مهر 1399 گردآورنده: majalepc.ir شناسه مطلب: 572

به "داستان های واقعی؛ از قهرمان اردوگاه آشویتس تا شناگران آب های رادیواکتیو چرنوبیل" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "داستان های واقعی؛ از قهرمان اردوگاه آشویتس تا شناگران آب های رادیواکتیو چرنوبیل"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید